انجیل فارسی عیسی مسیح

انجیل فارسی عیسی مسیح
انجیل به معنای خبر خوش و یا مژده است که به پیام عیسی مسیح و عهد جدید خدا با انسان اطلاق میشود. کل کتاب مقدس به دو بخش عهد قدیم یا همان عهد عتیق (حدود سه چهارم ابتدایی کتاب مقدس) و عهد جدید (حدود یک چهارم انتهایی کتاب مقدس) تقسیم میشود. بخش عهد قدیم شامل تورات، زبور داوود و نوشتههای انبیاء و پیامبران قوم یهود، قبل از ظهور عیسی مسیح میباشد. بخش عهد قدیم، به قوانین شرعی و مذهبی و همینطور وقایعی که تا ظهور مسیح برای قوم یهود اتفاق افتاد میپردازد.
بخش عهد جدید کتاب مقدس، مجموعهای از زندگینامه و پیام عیسی مسیح به علاوه نوشتهها، نامهها و اعمال رسولان مسیح میباشد. انجیل عیسی مسیح هم به کل بخش عهد جدید و هم به چهار کتاب اول در عهد جدید، که شامل زندگینامه عیسی مسیح است، اطلاق میشود.
بخش عهد جدید کتاب مقدس، شامل کتابهای زیر میباشد:
- انجیلهای چهارگانه (متی، مرقس، لوقا، یوحنا)
- کتاب اعمال رسولان مسیح
- نامههای پولس و دیگر رسولان مسیح
- کتاب مکاشفه یوحنا
تعالیم و زندگی عیسی مسیح در چهار کتاب اول عهد جدید یعنی انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا نوشته شده است.
پیام عیسی مسیح چه بود
خلاصه پیام عیسی مسیح "محبت" بود. محبت خالق به مخلوق و محبت مخلوقین به یکدیگر که بازتابی از محبت به خالق میباشد.
بر طبق تعالیم عیسی مسیح، انسانها بر اساس دل و قلبشان قضاوت خواهند شد، نه بر اساس مذهب و شریعت و میزان دینداری آنها. در انجیل متی، بخش 25 عیسی مسیح اینگونه میفرماید:
هنگامی كه من، مسيح موعود، باشكوه و جلال خود و همراه با تمام فرشتگانم بيايم، آنگاه بر تخت باشكوه خود خواهم نشست. سپس تمام قومهای روی زمين در مقابل من خواهند ايستاد و من ايشان را از هم جدا خواهم كرد، همانطور كه يک چوپان، گوسفندان را از بزها جدا میكند؛ گوسفندها را در طرف راستم قرار میدهم و بزها را در طرف چپم.
آنگاه به عنوان پادشاه، به كسانی كه در طرف راست منند خواهم گفت: بياييد ای عزيزان پدرم! بياييد تا شما را در بركات ملكوت خدا سهيم گردانم، بركاتی كه از آغاز آفرينش دنيا برای شما آماده شده بود. زيرا وقتی من گرسنه بودم، شما به من خوراک داديد؛ تشنه بودم، به من آب داديد؛ غريب بودم، مرا به خانهٔتان برديد؛ برهنه بودم، به من لباس داديد؛ بيمار و زندانی بودم، به عيادتم آمديد.
نيكوكاران در پاسخ خواهند گفت: خداوندا، كی گرسنه بوديد تا به شما خوراک بدهيم؟ كی تشنه بوديد تا به شما آب بدهيم؟ كی غريب بوديد تا شما را به منزل ببريم يا برهنه بوديد تا لباس بپوشانيم؟ كی بيمار يا زندانی بوديد تا به ملاقات شما بياييم؟
آنگاه به ايشان خواهم گفت: وقتی اين خدمتها را به كوچكترين برادران من میكرديد، در واقع به من مینموديد.
ایرانیان در کتاب مقدس
در کتاب مقدس از ایرانیان (قوم پارس)، به عنوان قومی آزادیخواه و رها کننده یاد شده که برای تمامی ادیان احترام قائل بودند. پارسها، یهودیان را از اسارت بابلیان درآوردند و برای آنها و پیروان سایر ادیان، امکان زندگی آزاد و آزادی پرداختن به مراسم مذهبیشان را فراهم ساختند.
حتی یکی از کتابهای بخش عهد قدیم (عتیق) به داستان دختر یهودی جوانی به نام استر میپردازد که خشایارشاه او را به همسری برمیگزیند.
همچنین کوروش کبیر 23 بار در کتاب مقدس ذکر شده است و از او به عنوان نجاتدهنده و آزادکننده یاد شده. در حقیقت، کوروش کبیر تنها شخص غیر یهودی است، که در کتاب مقدس - عهد قدیم، از او به عنوان برگزیده (مسح شده) خدا نام برده شده. در کتاب اشعیا، بخش 45 آیه 1-8 اینگونه آمده است:

خداوند كوروش را برگزيده و به او توانايی بخشيده تا پادشاه شود و سرزمينها را فتح كند و پادشاهان مقتدر را شكست دهد. خداوند دروازههای بابل را بروی او باز میكند؛ ديگر آنها بروی كوروش بسته نخواهند ماند. خداوند میفرمايد:
«ای كوروش، من پيشاپيش تو حركت میكنم، کوهها را صاف میكنم، دروازههای مفرغی و پشتبندهای آهنی را میشكنم. گنجهای پنهان شده در تاريكی و ثروتهای نهفته را به تو میدهم. آنگاه خواهی فهميد كه من خداوند، خدای اسرائيل هستم و تو را به نام خواندهام. من تو را برگزيدهام تا به اسرائيل كه خدمتگزار من و قوم برگزيدهٔ من است ياری نمايی.
هنگامی كه تو هنوز مرا نمیشناختی، من تو را به نام خواندم. من خداوند هستم و غير از من خدايی نيست. زمانی كه مرا نمیشناختی، من به تو توانايی بخشيدم، تا مردم سراسر جهان بدانند كه غير از من خدايی ديگر وجود ندارد و تنها من خداوند هستم.
من آفرينندهٔ نور و تاريكی هستم، من پديد آورندهٔ رويدادهای خوب و بد هستم. من كه خداوند هستم همهٔ اين چيزها را بوجود میآورم. ای آسمان، پيروزی را بباران؛ و ای زمين، از آن سيراب شو تا از تو آزادی و عدالت برويد. من كه خداوند هستم اين را انجام خواهم داد.»
چرا عیسی مسیح مصلوب شد؟
اما دلیلی که عیسی مسیح به خاطرش به صلیب کشیده شد برای بخشش گناهان بشر بود. این موضوع توسط خود مسیح و یا انبیاء کتاب مقدس ذکر شده است. برای مثال در انجیل یوحنا، بخش 1 آیه 29 آمده: روز بعد، يحيی، عيسی را ديد كه به سوی او میآيد. پس به مردم گفت: نگاه كنيد! اين همان برّهای است كه خدا فرستاده تا برای آمرزش گناهان تمام مردم دنيا قربانی شود. یا در انجیل متی، بخش 20، آیه 28، مسیح میفرماید: چون من كه مسيحم، نيامدم تا به من خدمت كنند؛ من آمدم تا به مردم خدمت كنم و جانم را در راه نجات بسياری فدا سازم. یا در انجیل متی، بخش 26 آیه 28، مسیح میفرماید: چون اين خون من است كه با آن، اين پيمان جديد را مهر میكنم. خون من ريخته میشود تا گناهان بسياری بخشيده شود. و بدین سبب است که بخشهای کتاب مقدس مربوط به بعد از ظهور عیسی مسیح، عهد (پیمان) جدید خوانده میشود.
چگونه پیام مسیح به غیر یهودیان رسید؟
بر طبق پیشگوییهایی که در کتاب مقدس آمده، مسیح باید از میان قوم یهود ظهور میکرد. برای مثال در کتاب اشعیا بخش 9 آیه 6 آمده: زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود و او ’مشاور شگفتانگیز‘ و ’خدای قدیر‘ و ’پدر سرمدی‘ و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد. عیسی مسیح نیز در قوم یهود ظهور کرد و بیشتر وقت خود را به تعلیم و شفا در قوم یهود پرداخت.
اما اصلیترین شخصی که برای بشارت پیام مسیح به غیر یهودیان برگزیده شد "پولُس" بود. پولس یک یهودی متعصب بود که مسیح را قبل از مصلوب شدنش نمیشناخت. پولس از رشد تعداد پیروان مسیح، که بعد از مصلوب شدن مسیح رو به افزایش بودند، خشمگین بود.
در کتاب اعمال رسولان بخش 8 آیه 3 آمده: اما پولس همه جا میرفت و ايمانداران به مسيح را شكنجه میداد. او وارد خانههای مردم میشد و مردان و زنان را به زور بيرون میكشيد و به زندان میانداخت. پولس حتی پیش کاهن اعظم اورشلیم میرود و از او اجازهنامهای میگیرد که به کمک آن بتواند عده بیشتری از پیروان مسیح را دستگیر کند. اما وقتی پولس در راه دمشق بود اتفاقی افتاد که زندگی وی را تغییر داد. در کتاب اعمال رسولان بخش 9 آیه 3-6 آمده:

پس او رهسپار شد. در راه، در نزديكی دمشق، ناگهان نوری خيره كننده از آسمان گرداگرد پولس تابيد، به طوری كه بر زمين افتاد و صدايی شنيد كه به او میگفت: «پولس، پولس، چرا اينقدر مرا رنج میدهی؟» پولس پرسيد: «آقا، شما كيستيد؟»
آن صدا جواب داد: «من عيسی هستم، همان كسی كه تو به او آزار میرسانی! اكنون برخيز، به شهر برو و منتظر دستور من باش.»
همسفران پولس مبهوت ماندند، چون صدايی میشنيدند ولی كسی را نمیديدند! وقتی پولس به خود آمد و از زمين برخاست، متوجه شد كه چيزی نمیبيند. پس دست او را گرفتند و به دمشق بردند. در آنجا سه روز نابينا بود و در اين مدت چيزی نخورد و ننوشيد.
در دمشق، شخصی مسيحی به نام حنانيا زندگی میكرد. خداوند در رؤيا به او فرمود: «حنانيا!» حنانيا جواب داد: «بلی، ای خداوند!»
خداوند فرمود: «برخيز و به كوچهٔ راست، به خانهٔ يهودا برو و سراغ پولس طرسوسی را بگير. الان او مشغول دعاست. من در رؤيا به او نشان دادهام كه شخصی به نام حنانيا میآيد و دست بر سر او میگذارد تا دوباره بينا شود!»
حنانيا عرض كرد: «خداوندا، ولی من شنيدهام كه اين شخص به ايمانداران اورشليم بسيار آزار رسانده است! و میگويند از طرف كاهنان اعظم اجازه دارد كه تمام ايمانداران دمشق را نيز بازداشت كند!»
اما خداوند فرمود: «برو و آنچه میگويم، انجام بده چون او را انتخاب كردهام تا پيام مرا به قومها و پادشاهان و همچنين بنیاسرائيل برساند. من به او نشان خواهم داد كه چقدر بايد در راه من زحمت بكشد.»
بدینترتیب پولس، که روزی شکنجهگر پیروان مسیح بود، به بزرگترین بشارتدهنده پیام مسیح به غیر یهودیان تغییر یافت. یکی از زیباترین گفتههای پولس، در نامه وی به قرنتیان نوشته شده. در نامه اول قرنتیان بخش 13 آیه 1-13، پولس میگوید:
اگر عطای سخن گفتن به زبانهای مردم و فرشتگان را داشته باشم، زبانهايی كه هيچگاه نياموختهام، اما در وجود خود نسبت به انسانها محبت نداشته باشم، همچون طبلی توخالی و سنجی پر سر و صدا خواهم بود. اگر عطای نبوت داشته باشم، و از رويدادهای آينده آگاه باشم و همه چيز را دربارهٔ هر چيز و هر کس بدانم، اما انسانها را دوست نداشته باشم، چه فايدهای به ايشان خواهم رساند؟ يا اگر چنان ايمانی داشته باشم كه به فرمان من کوهها جابهجا گردند، اما انسانها را دوست نداشته باشم، باز هيچ ارزشی نخواهم داشت. اگر تمام اموال خود را به فقرا ببخشم و به خاطر اعلام پيغام انجيل، زندهزنده در ميان شعلههای آتش سوزانده شوم، اما نسبت به انسانها محبتی نداشته باشم، تمام فداكاريهايم بيهوده خواهد بود.
كسی كه محبت دارد، صبور است و مهربان؛ حسود نيست و به كسی رشک نمیبرد؛ مغرور نيست و هيچگاه خودستايی نمیكند؛ به ديگران بدی نمیكند؛ خودخواه نيست و باعث رنجش كسی نمیشود. كسی كه محبت دارد، پرتوقع نيست و از ديگران انتظار بيجا ندارد؛ عصبی و زودرنج نيست و كينه به دل نمیگيرد؛ هرگز از بیانصافی و بیعدالتی خوشحال نمیشود، بلكه از پيروز شدن راستی شاد میگردد. كسی كه محبت دارد در هر وضعی وفادار میماند، هميشه اعتماد دارد، هرگز اميدش را از دست نمیدهد و در هر شرايطی تحمل میکند.
همهٔ عطايايی كه خدا به ما میبخشد، روزی به انتها خواهد رسيد. نبوتها، سخن گفتن به زبانها و دانستن علم و اسرار، روزی پايان خواهد پذيرفت. اما محبت تا ابد باقی خواهد ماند و از ميان نخواهد رفت. در حال حاضر، با وجود تمام اين عطايا، علم و نبوتهای ما جزئی و نارساست. اما زمانی كه از هر جهت كامل شديم، ديگر نيازی به اين عطايا نخواهد بود و همه از بين خواهند رفت.
میتوانم اين مثال را بياورم كه به هنگام كودكی، مانند يک كودک سخن میگفتم و مانند يک كودک فكر و استدلال میكردم. اما چون بزرگ شدم، فكرم رشد كرد و كارهای كودكانه را ترک كردم. آنچه اكنون میبينيم و میدانيم، تار و مبهم است؛ اما روزی همه چيز را واضح و روشن خواهيم ديد، به همان روشنی كه خدا اكنون قلب ما را میبيند.
پس، سه چيز هميشه باقی خواهد ماند: ايمان، اميد و محبت، اما از همهٔ اينها بزرگتر، محبت است.

خلاصه پیام عیسی مسیح "محبت" بود. محبت خالق به مخلوق و محبت مخلوقین به یکدیگر که بازتابی از محبت به خالق میباشد.
