شهید علی حیدری

شهید علی حیدری
نام:علی
نام خانوادگی: حیدری
تاریخ ولادت: 1344
تاریخ شهادت: 22/12/1363
محل شهادت: جزایر مجنون
مزار پاك شهید: قطعه 27 ردیف 136 شماره 10
ندای ((هل من ناصرا ینصرنی)) سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از کربلا به گوش میرسد. رهرو پاک و صدیق حسین(ع)ندای مولایش را لبیک گفته و پس از مدتها کار طاقت فرسا در جبهه هنر اسلامی وخدمتهای فراوان به شهدا و خانواده های شهدا ٫سنگر مدرسه را رها میکند و پرچم به دوش کوچه های شهر را زیر پا گذاشته راهیان قدس کربلا را با شعار *هر که دارد سر همراهی ما بسم الله* رهنمون میشود و به میعاد گاه عروج سرزمین عاشقان الله٫ خطوط مقدم جزایر مجنون میرسد وصیتنامه ای به خون رنگش را مینویسد و وضوی خونین برای آخرین نماز میگیرد. لحظه موعود فرا میرسد ٫دشمن بعثی که برای پیش برد اهداف شیطانی خود حاضر است دست به هر جنایتی بزند بر خلاف تمام قوانین بین المللی بمبهای شیمیایی خود را دیوانه وار بر سر پاکترین فرزندان حسین میریزد و……
با«بسم رب شهدا و صدیقین»
و…«بنده حقیر وصیتنامهای به آن صورت که بخواهم اموالم را تصفیه کنم ندارم
زیرا از این مال دنیا هر چه داشتهام یا در راه خدا بخشیدهام یا به خاطر خدا نگهداشتهام که دیگران استفاده کنند ولی خواستم چند کلمهای با عالم مادی سخن بگویم.
ای دنیا بدان که انتهای راههایت جهنم و مسیر راههایت پر از درندگان وحشی است که به تدریج روح انسان را میخورند تا بالاخره انسان را تبدیل به از حیوان پستتر میکنند.
فقط کاروان عشق است که رو به سوی جانان میرود و خدا را شکر میکنم که بالاخره نام من را در دفتر عاشقان حسین (ع) نوشتهاند.
برادران مسجد چیزهایی را که مینویسم عمل کنید.
دعاها را زیاد بخوانید و هر چه باشکوهتر برگزار شود.
در نماز جماعت حتماً شرکت کنید.
برای مقابله با شیطان دوشنبه و پنجشنبه روزه بگیرید.
نماز شب را حتما بخوانید و یک مربی برای خود جهت مسیر الیالله انتخاب کنید و بدان که به شرطی قبول میشوی که به چیزهایی که میشنوی عمل کنی.
آنقدر حرف بزنید که میتوانید عمل کنید و بار دیگر برادران عزیزم یک وصیتنامه به شما دارم و آن اینکه زود و خیلی زودکولهبار عشق را ببندید زیرا بنده میترسم شماها جا بمانید.
بدانیدکه شیطان همه جا حتی در خون انسان هست از خدا بترسید.
به خانوادهام توصیه کنید هر وقت برای من خواستند گریه کنند به یاد قاسم امام حسین (ع) گریه کنند و هر وقت به یاد غریبیام افتادند، یاد حسین بیفتند.
دوست دارم مانند رفقای شهیدم جنازهام را حسین کفن و در بیابانهای کربلا به خاک بسپارند.
پدر و مادر و اهالی خانواده عزیزم برای گناهان من دعا کنید چون من همه عمرم را در گناه به سر بردم به جز آن مدتی که خود را به دست خدا سپرده بودم.

ندای ((هل من ناصرا ینصرنی)) سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از کربلا به گوش میرسد.
